کتاب پرزنت یک دقیقه ای 📓

توضیحات

کتاب پرزنت یک دقیقه ای ؛ مثل حرفه‌ای‌ها کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای‌تان را معرفی کنید

 

کتاب پرزنت یک دقیقه ای ؛ مثل حرفه‌ای‌ها کسب و کار بازاریابی شبکه‌ای‌تان را معرفی کنید به قلم کیت شرایتر و تام شرایتر سعی بر این دارد با ارائه تکنیک‌هایی کاربردی به شما کمک کند تا محصولات و خدماتتان را در کمترین زمان ممکن به مشتریان احتمالی‌ خود معرفی نماید.

 

زبان بازاری را یاد بگیرید

چرا پیام های بازرگانی می توانند محصولات خودشان را در ۱۵ ثانیه یا ۳۰ ثانیه معرفی کنند، و ما هم آن محصولات را می خریم؟ آن وقت چرا برای فروش محصولات بازاریابی شبکه ای خودمان و معرفی این فرصت کاری به ۱۵ یا ۳۰ دقیقه زمان نیاز داریم؟
جوابش این است که پیام های بازرگانی از زبان خاص «بازاری» استفاده می کنند و با استفاده از عبارت های حساب شده، می توانند ظرف چند ثانیه پیام خود را به مخاطب منتقل کنند.
پس ما از چه زبانی استفاده می کنیم؟ زبان اجتماعی. چرا؟ چون در مدرسه همین را به ما یاد داده اند. آن ها تصور می کردند قرار است… کارمند شویم؟ اگر می خواهیم در بازاریابی شبکه ای موفق شویم، باید عبارت های حساب شده و مؤثر را بیاموزیم. زبان بازاری جواب می دهد. اگر در این زمینه فعالیت می کنیم، همین الان باید زبان بازاری را یاد بگیریم.

 

فهرست مطالب کتاب پرزنت یک دقیقه ای

🔹 مقدمه

🔹 داستانی با پایان خیلی بد

🔹 قبل از معرفی چه اتفاقی می‌افتد؟

🔹 چطور می‌توانیم تقریباً ۱۰۰% مواقع موفق شویم با مشتری قرار ملاقات بگذاریم؟

🔹 دو جمله‌ی جادویی

🔹 آیا می‌توان ظرف یک دقیقه کار را به طور کامل معرفی کرد؟

🔹 اصول اولیه‌ی معرفی یک‌دقیقه‌ای

🔹 سه سؤال اصلی مشتری‌های احتمالی ما

🔹 سؤال اول: «کار شما چیست؟»

🔹 سؤال دوم: «چقدر می‌توانم در بیاورم؟»

🔹 سؤال سوم: «برای در آوردن این مبلغ دقیقاً باید چه کار کنم؟»

🔹 چطور این معرفی یک‌دقیقه‌ای را جمع کنم؟

🔹 بیایید جمع‌بندی کنیم

🔹 بیایید بهترش کنیم

🔹 سخنی درباره‌ی تماس‌های سه‌طرفه

🔹 همیشه این قدر آسان است؟

🔹 پر و بال دادن به معرفی یک‌دقیقه‌ای

🔹 چرا بازاریاب‌های شبکه‌ای معرفی نمی‌کنند؟

🔹 همیشه باید از معرفی یک‌دقیقه‌ای استفاده کنم؟

🔹 مهندس‌ها و حسابدارها چطور؟

 

بخشی از کتاب پرزنت یک دقیقه ای

تا به حال همه ی این پرزنت های یک دقیقه ای را با این عبارت شروع کردیم: «اگه می خوای فلان قدر درآمد جانبی داشته باشی…». چرا؟ چون این کلمات نشان می دهد که یک راست رفته ایم سر اصل مطلب.
نمی خواهیم دلشوره ی مشتری احتمالی بیشتر و بیشتر شود. با این کلمات به سوال «چقدر می تونم دربیارم؟» پاسخ می دهیم. و اگر قبلا حین گفتگو مشخص کرده ایم که مشتری احتمالی چه مبلغی مورد نظرش است، این عبارت مقدار پولی را که درباره اش صحبت می کنیم به او یادآوری می کند.
ثانیا، می گوییم «باید این سه تا کار رو انجام بدی.» خب بله، اگر به توضیح بهتر کارمان کمک می کند می توانیم بگوییم «چهار تا کار».
وای! مشتری احتمالی دارد با خودش می گوید «عالیه! لبّ مطلب رو گفت. این جوری وقت آدم تلف نمی شه. خب، سه تا کار، درسته؟ حالا چه کارایی هس؟ لطفا همین الان بگو.
این یه پرزنت بازاری طولانی و پر از اطلاعات بی فایده و حرفای بی ارزش نیس. داریم می ریم سر اصل مطلب.»
و بعدش ما با گفتن “شماره ی یک” شروع می کنیم.
مشتری احتمالی با خودش می گوید «مثل این که همه چیز واضح و ساده س. فقط یه لیست کوچولو از کارایی که باید انجام بشه بهم می دن، چه عالی. حتما می تونم زود تصمیم بگیرم.» آیا می توانیم کلمات موجود در این قالب ها را تغییر دهیم؟ البته که می توانیم. اما حداقل باید بدانیم چرا این کلمات در پرزنت ما جا داده شده. می خواهیم زود برویم سر اصل مطلب و کاری کنیم مشتری احتمالی احساس راحتی کند. دارد آسان تر می شود، نه؟ برای چند پرزنت دیگر آماده اید؟

 

کتاب هایی دیگر از این نویسنده :

 

‼️  بهترین کتاب های بازاریابی و فروش

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
توضیحات تکمیلی
وزن 0.155 کیلوگرم
نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب پرزنت یک دقیقه ای 📓”